Saturday, July 12, 2003

باورم نميشه ولي انگار يکسال گذشت يکسال از اون موقعي که تصميم گرفتيم اينجارو راه بندازيم گذشت سخت و آسون .......... با يه مشت خاطره که بهتره اصلا از هم جداشون نکنم چون همش درهم قشنگه کلي روزاي تلخ کلي روزاي شيرين ، کلي آدمايي که فکر ميکردم ميشناختم و بايد بگم که هنوزم هيچ کدومشونو نميشناسم ، کلي فکراي پست ، کلي مثبت انديشي بي فايده ........... فکر کنم اين همه اتفاق منو بزرگ کرد ، حداقل اون قدر که يه مقدار از اون بچگي در بيام ............... جالبيش اينه که تو اين يکسال به همون سرعتي که کلي دوست خوب پيدا کردم ، به همون سرعتم از دورم پراکنده شدن.........ولي .........
من چه بودم نقش باطل ، قايقي گم کرده ساحل
با هزاران زخم بر دل از عزيزان يادگاري
بي نياز از هر نيازي ، بي خبر از کينه سازي
با گناه پاکبازي ، باختم در هر قماري ...........