Tuesday, October 22, 2002

آي که دارم ميميرم از خستگي اينهمه بدو بدو و الافي توي روز آخرشم بشينم متن شعرم تايپ کنم تازه ميدونم همه حفظنو هيچکي هم نميخونتشا ..... بابک امروز ميگفت اين ابي ديگه صداش در اومد بسکه بي صدا رو بالاگ ما بال بال زد منم دنبال هر چي گشتم بهتر از گل گلدون سيمين غانم پيدا نکردم اولين انتخابم وقتي بلاگ رو ساختم هم همين بود ..........
فردارو بگو فشم اين بابي که نمياد ولي چه ميشه کرد هر که طاووس خواهد ... ولي بيگلي رو بگو مامانم گفت باهاش نرم ولي ماشين کم داريم دعا کنين سالم برسم تهران .... اگه نرسيدم آبرومو نبرين به مامانم بگين با بيگلي رفته بودا فکر کنه پسرش دروغگوهه از همين الان عذاب وجدان دارم .....
----------------------------------------------------------------------------
گل گلدون من شکسته در باد
تو بيا تا دلم نکرده فرياد

گل شب بو ديگه شب بو نميده
کي گل شب بو رو از شاخه چيده

گوشه آسمون پل رنگين کمون .. من مثل تاريکي تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره .. من ميرم گم ميشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ، ماه ايوون من .. از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو ، رفته از رنگ و بو .. من شدم رودخونه دلم يه مرداب

آسمون آبي ميشه ، اما گل پاکي .. رو شاخه هاي بيد دلش ميگيره
دره آفتابي ميشه ، اما گل مهتاب .. از برکه هاي آب آلاله ميده

تو که دست تکون ميدي
به ستاره جون ميدي
ميشکفه گل از گل باغ

وقتي که ماتم مياد
دو ستاره کم مياد
مي سوزه شقايق از باد

گل گلدون من ، ماه ايوون من .. از تو تنها شدم چو ماهي از آب
گل هر آرزو ، رفته از رنگ و بو .. من شدم رودخونه دلم يه مرداب