Wednesday, October 23, 2002

آقا چقدر خوبه يکي به آدم بفهمونه تمومه ديگه ادامه نداره ديگه همه چي بين ما محض خندس ، حداقل آدم تکليفش با خودش روشن ميشه .....
آدم بعضي اوقات بعضي حائل هارو کنار ميزنه نه محض اينکه با خيال راحت صحبت و شوخي کنه ، بلکه به واسطه ي اين نزديک شدنه بشه همه چيزو مطرح کنه هر چي تو دلشه هر چي ناراحتش ميکنه تا سبک شه تا خالي شه ......
آقا عجب باغي بود اين باغه تو فشم من به خيال 4 تا درخت رفتم ديدم اييييييه(!) طرف چي ساخته يه دره خريده داره باسه خودش يه بهشت کوچولو ميسازه خلاصه جاي هر کي ناز کردو نيومد خالي بود جاي بابي هم عينکش پر کرده بود !
فردارو بگو من که درسامو از حفظم به قول ايشون قراره من زودتر از خود عصار بخونم چه فرقي ميکنه جفتمون عليرضاييم جفتي هم گنده ....