Saturday, September 07, 2002

امروز رفتم دانشگاه به اميد ديدن روز ثبت نام و گرفتن کارنامه ولي علاوه بر اين کارا يکار خوب ديگه هم کردم تونستم انتخاب واحد هم بکنم چون معدلم بالاي 15 بود چقدر 7 صدم(!) ... تازه کلي واحدو با همين آقاهه که فکر کرده شعر چند روز پيش همون غار غار رو ميگم ازيشون نقل کردم با هم گرفتيم ترم ديگه بازم 4 روز بايد برم دانشگاه ولي 19 واحد نه کمتر بالاخره کارگاه عمومي و آز فيزيک هم برداشتم .
-------------------------------------------
خوب يه مسايلي ديشب پيش اومد که شوک بدي حداقل باسه من بود ولي انگار نصفش سوتفاهم بوده ولي نصفشو ميدونم به اين سادگي تو اين تنهايي حل نميشه کمي گذشت ميخواد که اميدوارم طرفين اين گذشت رو بکنن .
بابي نوشته ميخواد از روزمرگيهاش بنويسه ولي به نظر من اصلا نبايد به خاطر ديگران آدم خودشو سانسور کنه بازم هر چي بخوام مينويسم باسه هر مطلبم دليل منطقي دارم کسي هم قبول نکرد اشکال نداره چون من اينجا رو باسه حل مشکلات که انتخاب نکردم باسه مطرح شدنشون و خالي کردنشون انتخاب کردم .