Tuesday, August 27, 2002

کاش لحظه هاي رفتن نمي باريد اشک چشمام .....
اين چيزي بود که امروز که با بچه هاي پيش دانشگاهي رفتيم شام بيرون و بهم گفتن يکي از بچه هاي پيش فوت شده اومد تو سرم واقعا دلم تنگ شد امروز خيلي حالم خوب بود اينم روش ....
بعد تو راه که ميومدم خونه يادم افتاد اين شعرو همون روزي که من و بابک تصميم به نوشتن بلاگ داشتيم يکي تو يه ميلي فرستاده بود اون روز جفتمون مثل امروز من دلمون گرفته بود پر پر بوديم يجا ميخواستيم که خالي شيم که شد تنهايي الانم اومدم خالي شم چقدر امروز همه چي با هم گند زد به اعصابم ...

- بله بفرمايين
-خط 2
- بله
- سلام آقاي سعيدي .
- سلام من ضيايي هستم آقاي سعيدي تو اتاق نيستن
- خوب هستين آقاي ضيايي .
- قربان شما
- از سرمايه گذاري ... مزاحمتون ميشم اين client هاي ما سرور رو نميبينه
... << آقاي سعيدي به طرف ميگه چيکارا بکنه ولي فايده نداره>>...
- خب من دوستان رو ميفرستم پيشتون
- مرسي منتظرم
- خداحافظ
<< - ضيايي جان ميري - آره ولي ميدونم الان ميرم مثلا سيمشون قطعي داره ميشناسيشون که .... >>
- سلام
- ا سلام آقاي ضيايي ببخشيد ما اين سرور رو انگار سيمشو سفت نکرده بوديم
- اهان بله پس مساله اي نيست
- نخير ببخشيد شما رو تا اينجا کشونديما
- اختيار دارين با اجازه
<<4 تا مهندس کامپيوتر احمق منو اون همه راه کشوندن چون سيمو سفت نکردن حالا خوبه بهشون گفته همه چيزو همکارم ها . تازه نکرد بگه شرکته برام يه آژانس بگيره برگشتنه رو پياده کز کردم و با تاکسي>>

اين قسمت اول تو قسمت دوم هم همين همکارم انگار بهش زيادي رو دادم سر اينکه من مونيتورمو از پشت يه ميز بردم پشت يه ميز ديگه و لابد چون از ايشون اجازه نگرفتم قهر ور چسوندن حالا وقتي يه هفته نرفتم سر کار خودش حاليش ميشه ....
قسمت سوم رو هم که اول گفتم حالا شما جاي من بودين يه شکلي نبودين که بابايي , که هيچوقت کاري به کارتون نداره وقتي ديدتون بگه چته چرا زرد شدي ....
چون با ابي شروع کردم با ابي هم تموم ميکنم :

از روزگار دلم گرفته از اين تکرار دلم گرفته
دلم ميخواد گريه کنم بارون ببار دلم گرفته
دلم ميخواد گريه کنم گريه کنم گريه کنم
********
براي گم کردن خويش رها شدن از کم و بيش
براي در خود گم شدن جدا از اين مردم شدن
بهانه ي گريه ميخوام بهانه ي فرياد زدن
بيا تو باش اي مهربان بهانه ي گريه ي من
********
از من ديگه هيچي نمونده يه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هواي گريس گونه هامو بارون پوشونده
ابر غمم بارون نميشه درد سکوت درمون نميشه
بخون برام از پشت شيشه درد سکوت درمون نميشه