Wednesday, August 21, 2002

يکي از قشنگترين لحظات براي من وقتيه که يه آدم عليل بين اون همه آدم تو ميدون انقلاب دستمو بگيره به من بگه باباجون منو ميبري اونور خيابون ....
-----------------------------------------------------
من ميخواستم يچيزي بگم من با همين بابک جونمم به زور تشکيل گروه دو نفره دادم(!) نظرمم اينه که هر کي بايد مشکلات روحي و روانيشو تو تنهايي خودش حل کنه همونطور که من اونو تو تنهايي خودم که اين وبلاگه حل ميکنم حالا اگر کسي اونو ميخونه اگه در موردش دوست داشت نظر بده من زير اون مطلب ميخونم اگر نه انقدر سرم شلوغه و گرفتارم که دوستاي خودمم هفته اي يبار به زور مي بينم چه برسه به تشکيل گروه حل مشکلا.....